خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۸۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به محفلی که رخ از باده لاله زار کنیچه خون که در دل بی رحم روزگار کنی
۲
دگر به صید غزالان نمی کنی رغبتدل رمیده ما را اگر شکار کنی
۳
کجا به فکر من بی شراب می افتی؟تو کز مکیدن لب چاره خمار کنی
۴
به لاله زار گر افتد رهت، ز پرکاریبه طوف خاک شهیدان خود شمار کنی
صفحهٔ ۱ از ۳