شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنیرخ لطیف چو گلرنگ از شراب کنی
۲
تو کز مکیدن لب نقل باده می سازیچه لازم است دل خلق را کباب کنی؟
۳
به دامن تو غبار ملال ننشیندهزار خانه چو سیلاب اگر خراب کنی
۴
ز بس یکی شده ام با تو جای حیرت نیستاگر به دیدن خود، دیدنم حساب کنی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth