شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۸۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برون نیامده از خویشتن سفر نکنیز خویش تا نبری راه عشق سرنکنی
۲
کنون که بال و پری هست مرغ جانت راچرا ز بیضه افلاک سر بدر نکنی؟
۳
چو قطره سر به کف دست ابر تا ننهیهوای صحبت این بحر پرخطر نکنی
۴
ترا چو آبله از خار بشکفد صد گلاگر ملاحظه از زخم نیشتر نکنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth