شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۹۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگاه رخ ز باده عرقناک می کنیهر سینه ای که هست ز دل پاک می کنی
۲
صبح قیامتی است شهیدان خفته راهر خنده ای که بر دل صد چاک می کنی
۳
امیدوار چون نشود چشم ما، که توآیینه را به دامن خود پاک می کنی
۴
چون خرج مور می شود آخر شکر ترادر وقت خط به بوسه چه امساک می کنی؟
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth