خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۹۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ظلم است که درمان خود از درد ندانیقدر دل گرم و نفس سرد ندانی
۲
از زردی چهره است منور دل خورشیدای وای اگر قدر رخ زرد ندانی
۳
از چشم بدان همچو سپندست فغانمفریاد من ای بی خبر از درد ندانی
۴
تا شمع ترا نعل در آتش نگذاردبی تابی پروانه شبگرد ندانی
صفحهٔ ۱ از ۳