شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۹۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حیف است درین فصل دماغی نرسانیچشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی
۲
آن روز ترا نخل برومند توان گفتکز هر که خوری سنگ، عوض میوه فشانی
۳
این بادیه از کاهلی توست پر از خاراز خار شود ساده اگر گرم برانی
۴
لوح دلت از نقش جهان ساده نگرددتا درسی ازان صفحه رخسار نخوانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth