خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۹۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد از خط گل رخسار تو فرمان خداییچون به فرمان خدا از همه کس دل نربایی؟
۲
گرهی نیست دل ما که ازان زلف گشایینقطه را هست به این بسمله پیوند خدایی
۳
من همان روز که دل را به سر زلف تو بستمدست در خون جگر شستم از امید رهایی
۴
چون نشد روز و شب ما ز تو یک بار منورزین چه حاصل که قمر طلعت و خورشید لقایی؟
صفحهٔ ۱ از ۴