خلوتی با صائب
شمارهٔ ۹۲
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافتغنچه خونها خورد تا چون گل دل صدپاره یافت
۲
لنگر آسودگی دست مرا بر چوب بستتا به دست بسته روزی طفل در گهواره یافت
۳
گریه شادی حجاب چهره مقصود شدبعد ایامی که چشمم رخصت نظاره یافت
صفحهٔ ۱ از ۱