خلوتی با صائب
شمارهٔ ۱۹۷
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شدنافه تا افتاد دور از ناف آهو پیر شد
۲
روزی لب تشنگان را می دهد سامان خدادایه هر خونی که خورد از دست طفلان، شیر شد
صفحهٔ ۱ از ۱
متفرقات