شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۱۹۹

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل فتاد از چشم مست یار تا فرزانه شدتا ز جوش افتاد می آواره از میخانه شد
۲
دل ز ترک آرزو بر آرزوها دست یافتمیهمان ترک فضولی کرد صاحبخانه شد
۳
هیچ کافر را مبادا آرزو در دل گره!عاقبت مشت گل ما سبحه صد دانه شد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth