شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۲۰۶

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخم گستاخم لب تیغ شهادت می‌مکدشبنم من خون خورشید قیامت می‌مکد
۲
نقش شیرین شسته شد از لوح خارا و هنوزتیشهٔ فرهاد انگشت جلادت می‌مکد
۳
از دهان خضر آب زندگانی می‌رودتیغ او از بس لبِ خود را به رغبت می‌مکد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth