خلوتی با صائب
شمارهٔ ۲۰۷
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چمن رفتی و گل با حسرت بسیار ماندچشم بلبل در پی آن طره دستار ماند
۲
روی حرف طوطیان هر چند با آیینه استدید تا آیینه ات را طوطی از گفتار ماند
۳
می سراید زاغ خط او به آواز بلندکز گلستانش همین خار سر دیوار ماند
۴
پنجه دشمن گریبان مرا از بخت بدنوبت دامن گرفتن چون رسید از کار ماند
صفحهٔ ۱ از ۱