شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۲۱۷

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناله ام ناخن به داغ عندلیبان می زندگریه گرم من آتش در گلستان می زند
۲
شمع پا در دامن فانوس پیچید و هنوزشوق بر خاکستر پروانه دامان می زند
۳
نیست در جیب دو عالم خونبهای یک سئوالهمتم این نغمه بر گوش کریمان می زند
۴
عاشقان را جلوه گل درنمی آرد ز جایلاله گاهی ناخنی بر داغ ایشان می زند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth