شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۲۱۸

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز روشن آه ما بر قلب گردون می زندعاجزست آن کس که بر دشمن شبیخون می زند
۲
دست گستاخم به زلف او شبیخون می زندبوسه ام خود را بر آن لبهای میگون می زند
۳
سرکه ابروی زاهد گر چنین تندی کندنشأه می همچو رنگ از شیشه بیرون می زند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth