خلوتی با صائب
شمارهٔ ۲۸۸
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشد در خاک و خونم گر غباری در من آویزدز پا افتم اگر خاری مرا در دامن آویزد
۲
ندارد جز ندامت حاصلی آمیزش مردمنصیب برق گردد دانه چون در خرمن آویزد
۳
به جان خرسندی از جانان به آن ماند که یعقوبیدهد از دست یوسف را و در پیراهن آویزد
صفحهٔ ۱ از ۱