خلوتی با صائب
شمارهٔ ۲۸۹
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دندان ریختن حرص کهنسالان فزونتر شدلب پرشکوه گردد چون صدف خالی ز گوهر شد
۲
کند اقبال دنیا سخت، دلهای ملایم رانمی گیرد به خود نقش نگین چون موم عنبر شد
۳
سبکسیرست دولت، پایداری برنمی تابدازان ظلمت ز آب زندگی رزق سکندر شد
صفحهٔ ۱ از ۱