شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

شمارهٔ ۳۷۶

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرزلف سخن آن روز به دستم دادندکه به هر مو چو سر زلف شکستم دادند
۲
پرده دیده من کاغذ سوزن زده شدتا سر رشته مقصود به دستم دادند
۳
نیست در طالع من عقده گشایی، ورنهعقده چون تاک به اندازه دستم دادند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth