خلوتی با صائب
شمارهٔ ۳۷۷
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نی اگر از دل پررخنه صدایی نزندراه عشاق ترا هیچ نوایی نزند
۲
می زند مار به هر عضو، ولی نی ماری استکه به غیر از دل آگاه به جایی نزند
۳
خون ما را که دل آهن ازو جوش کندجوهر تیغ محال است که خس پوش کند
۴
دل بی طاقت ما صبر ندارد، ورنهحسن از آیینه محال است فراموش کند
صفحهٔ ۱ از ۲