خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنانی در نظر نظارگان راکه رونق بشکنی مه پارگان را
۲
چنان نالان همی گردم به کویتکه دل خون می شود نظارگان را
۳
تو در خواب خوش و من بی تو هر شبشمارم تا سحر سیارگان را
۴
زبس کاین رنج من به می نگرددز من بگرفته دل غمخوارگان را
صفحهٔ ۱ از ۲