شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بشکفت گل‌ها در چمن، ای گلسِتان من بیاسرو ایستاده منتظر، سرو روان من بیا
۲
از گریه من هر طرف، پر لاله و گل شد زمینوقتی به گلگشت، ای صنم، در گلسِتان من بیا
۳
حیف است دیدن بی‌رُخَت، در بوستان آخر گهیای گل، نهان از باغبان در بوستان من بیا
۴
هر طره تو آفتی، هر نرگس تو فتنه‌ایگرچه بلای عالمی، از بهر جان من بیا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth