خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برقع برافگن، ای پری، حسن بلاانگیز راتا کلک صورت بشکند این عقل رنگ آمیز را
۲
شب خوش نخفتم هیچ گه زان دم که بهر خون منشد آشنایی با صبا آن زلف عنبربیز را
۳
دانم قیاس بخت خود کم رانم از زلف سخنلیکن تمنا می کنم فتراک صید آویز را
۴
بگذشت کار از زیستن، خیز، ای طبیب خیره کشبیمار مسکین را بگو تا بشکند پرهیز را
صفحهٔ ۱ از ۳