خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجاکه تا دگر نکند غنچه زهر خند آنجا
۲
رخ تو دیدم و گفتی سپند سوز مراچو جان بجاست چه سوزد کسی سپند آنجا
۳
کسان به کوی تو پندم دهند و در جاییکه دیده روی تو بیند، چه جای پند آنجا
۴
به خانه تو همه روز بامداد بودکه آفتاب نیارد شدن بلند آنجا
صفحهٔ ۱ از ۲