خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما راکه در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را
۲
کمربند من آمد نزد من خندهزنان امشبتوقف کن که لختی بنگرم پروین و جوزا را
۳
بحمدالله که بیداری شبهایم نشد ضایعبدیدم خفته در آغوش خود آن سرو بالا را
۴
به تشویش دهل رنجه مشو، ای نوبتی، امشبکه خفتن در بر یار است بیداران شبها را
صفحهٔ ۱ از ۳