شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون راگه از گاهی به من بنمای باری صنع بیچون را
۲
تو می کن هر چه خواهی، من نیارم دم زدن زیراکه گر چه خون کند سلطان، نیارند از پی خون را
۳
نخواهم داد دربان ترا بهر درون زحمتبسنده ست آنکه بوسم گه گهی دیوار بیرون را
۴
دل من نامه در دست و خون دیده عنوانشبس از غمازی عنوان برون بر حال مضمون را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth