خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم در عاشقی آواره شد آوارهتر باداتنم از بیدلی بیچاره شد بیچارهتر بادا
۲
به تاراج عزیزان زلف تو عیاریای داردبه خونریز غریبان چشم تو عیارهتر بادا
۳
رُخَت تازهست و بهر مردن خود تازهتر خواهمدلت خارهست و بهر کشتن من خارهتر بادا
۴
گر ای زاهد، دعای خیر میگویی مرا این گوکه آن آواره از کوی بتان آوارهتر بادا
صفحهٔ ۱ از ۲