شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رَخت صبوری تمام، سوخته شد سینه راشعله فروزان هنوز آتش دیرینه را
۲
غم که مرا در دل است کس نکند باورمپیش که پاره کنم وای من این سینه را
۳
رخ بنما بر مراد، گر نه به خون منیآب به سیری مده تشنهٔ دیرینه را
۴
توبه ز می کرده بود دل که تو ساقی شدیباز همان حال شد احمد پارینه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth