شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقتی اندر سر کویی گذری بود مراوندران کوی نهانی نظری بود مرا
۲
جان به جایست، ولی زنده نیم من، زیرامایه عمر به جز جان دگری بود مرا
۳
مست گشتم که شبش دیدم و در خواب هنوزبه گه صبح ز مستی اثری بود مرا
۴
همه کس را خور و خواب و من بیچاره خرابای خوشا وقت که خوابی و خوری بود مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth