خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی روی تو خوش کردم من تلخی هجران رابا شربت دیدارت بدخو نکنم جان را
۲
از بس که دل خلقی گم شد به زنخدانتخون پر شود ار کاوند آن چاه زنخدان را
۳
دی شانه زدی گیسو، افتاد بسی دلهاگرد آر دمی آخر دلهای پریشان را
۴
در جیب وجود کس نگذاشته ای نقدییک لطف بکن زین پس مگشای گریبان را
صفحهٔ ۱ از ۲