خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ز بهرت دوست دارم جان عشقاندیش راکز سگان داغ او کردم دل درویش را
۲
وقت را خوش دار بر روی بتان، چون رفتنی ستیاد کن آخر فرامش کشتگان خویش را
۳
عقل اگر گوید که عشق از سر بنه، معذور داردور کن از سر، ز هم عقل خیال اندیش را
۴
جان فدای دوست کن، کم زان زن هندو نهایکز وفای شوی در آتش بسوزد خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲