خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میریزد از تری ز تو، ای جان فزای، آبما تشنهایم تشنه خود را نمای، آب
۲
خاک در تو بر سر و چشمِ پر آب ماستپیوسته گر چه خاک شود زیر پای، آب
۳
آب حیاتی و نشوی آشنای منتا چشمهای من نشود آشنای آب
۴
چون در کنار آب خرامی، خیال توگویی که هست مردمک چشمهای آب
صفحهٔ ۱ از ۳