خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ترک کمان ابرو، من کشته ابرویتملک همه چین و هند، ندهم به یکی مویت
۲
وقتی به طفیل گوی بنواز سرم آخرتا چند به هر زخمی حسرت خورم از کویت
۳
گفتی که بدین سودا غمناک چه می گردیآواره دلی دارم در حلقه گیسویت
۴
مسجد چه روم چندین، آخر چه نمازست اینرویم به سوی قبله دل جانب ابرویت
صفحهٔ ۱ از ۳