شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشتوز گریه شادی جگرم آب دگر داشت
۲
دل هیچ به شیرینی جان میل نمی کردمسکین سر آرایش جلاب دگر داشت
۳
هنگام سحر خلق به محراب و دل منز ابروی بتی روی به محراب دگر داشت
۴
قربان شوم و چون نشوم، وای که آن چشمبر جان من از هر مژه قصاب دگر داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth