خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر سر بازار به مستی قدمش رفتبس خرمن مردان که به باد ستمش رفت
۲
هر صبر و سلامت که دل سوخته را بوداندر شکن سلسله خم به خمش رفت
۳
یوسف چو گذر کرد به بازار جمالشهر مایه که او داشت به هفده درمش رفت
۴
یک روز به شادی وصالش نرسانیدآن عمر گرانمایه که ما را به غمش رفت
صفحهٔ ۱ از ۳