خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفتکاری به جهان نی به مراد دل ما رفت
۲
خورشید من از اوج جوانی چو برآمدبس ذره سرگشته که بر باد هوا رفت
۳
گفتم ز در خویش مران، گفت که بگذرزین کوچه که داند که چو تو چند گدا رفت؟
۴
کس را چه غم ار رفت دل سوخته منبوده ست از آن من، اگر رفت مرا رفت
صفحهٔ ۱ از ۳