شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی تو به پیش نظر آسایش جان استآزادگی جان من، ار هست، همان است
۲
در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیدادمن زیستن خلق ندانم که چسان است
۳
کو دل شده ای کت نظری دیده و مردهجانش به عدم رفته و سویت نگران است
۴
ترکی که دو ابروش نشسته ست به دلهاقربانش هزار است اگر چش دو کمان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth