خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل کازاد باشد آن من نیستکسی کوشاد باشد جان من نیست
۲
گدایان جان نهندش، لیک این سهلخراج دولت سلطان من نیست
۳
خوش آن شوخی که تیرم زد، پس آن گهکشید و گفت کاین پیکان من نیست
۴
کدامین منت است از سوز شوقشکه بر جان و دل بریان من نیست
صفحهٔ ۱ از ۲