خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بالین غریبانت گذر نیستز حال مستمندانت خبر نیست
۲
ز تو پروای هستی نیست ما راترا پروای ما گر هست و گر نیست
۳
تویی منظور من در هر دو عالممرا بر دنیی و عقبی نظر نیست
۴
یکایک تلخی دوران چشیدمز هجران هیچ شربت تلخ تر نیست
صفحهٔ ۱ از ۳