خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفته در بر اندام تو سیم استبرادر خوانده زلفت نسیم است
۲
از آن زلف سیه بر مشکن آن رابنا گوش ترا در یتیم است
۳
به رعنایی چنین مخرام، غافلکه از چشم بد اندر راه بیم است
۴
دل من در غمت نیمی نمانده ستوز این یک غم دل صد کس دو نیم است
صفحهٔ ۱ از ۲