خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز من نازک میانی دور مانده ستدلی رفته ست و جانی دور مانده ست
۲
بگویید از زبان من که آن جادلی از بی زبانی دل مانده ست
۳
پر از خون است جوی دیده منکه از سرو روانی دور مانده ست
۴
هلاک جان من آن پیر داندکه روزی از جوانی دور مانده ست
صفحهٔ ۱ از ۲