شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمت که میان خواب نازستیا رب که چه شوخ و دلنوازست
۲
هر لحظه ز نیش غمزه توصد رخنه به روزه و نمازست
۳
خونها همه خورد، این چه شکل است؟دلها همه برد، این چه نازست؟
۴
محمود به خاک شد هنوزشدل سوی کرشمه ایازست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth