شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می نوش که دور شادمانیستخوش باش که روز کامرانیست
۲
سر بر مکش از شراب کایاماز تیغ اجل به سر فشانیست
۳
این دل که ز عشق می خورد خونبا دشمن خود به دوستگانیست
۴
مغرور مشو به بانگ ناییکاواز درای کاروانیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth