خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفتخانه صبر از غمت سر تا به سر سودا گرفت
۲
سرو نازم رقص رقصان دی درآمد در سماعحلقه حلقه عاشقان را جان و دل یغما گرفت
۳
آتش سینه اگر چه مدتی می سوخته ستعاقبت شعله زد و از راه دل بالا گرفت
۴
من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشتزاهد بیچاره در دل وعده فردا گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲