خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفتدر چمنها لاجرم کارش ازان بالا گرفت
۲
با قدش نسبت ندارد قامت سرو بلندراست می گوییم و بر ما نیست این کس را گرفت
۳
جز حدیث تیر او در دل نمی آید مراتا خیال آن کمان ابرو به چشمم جا گرفت
۴
حق آن قرص رخ و آن لب نمی داند رقیبخواهد آن نان و نمک روزی دو چشمش را گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲