خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب استجان من از مهر و ماه روش هر دم در تب است
۲
رشک عناب است یا خود پسته خندان اوسیب سیمین است خود یا آن ترنج غبغب است
۳
باز ابر چشم من بسیار باران شد، مگرماه خرمن سوز من امشب به قلب عقرب است؟
۴
بس که فریادم شب هجران به گردون می رودقدسیان را از تظلم کار یارب یارب است
صفحهٔ ۱ از ۳