خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز انعامت، مها، با التفاتی قانع استدیده در ماهی اگر بیند، رخت خوش طالع است
۲
گر برفت از شوق رویت دل ز دستم، باک نیستدل برفت و جان برفت و عقل و دین خوش قانع است
۳
نقطه خالش به رخ منشور حسن است و نشانستملک لطف دلبری را روی خوبش جامع است
۴
جنت و دوزخ بهشت و مردگی عین حیاتبی تو جنت دوزخ است و زندگانی ضایع است
صفحهٔ ۱ از ۲