خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک من دی به رهی مست و خرامان بگذشتحال چندین دل آسوده ز سامان بگذشت
۲
خلق دریافت به بویش که همو می گذردکرد غمازی خود، گر چه که پنهان بگذشت
۳
دیدم آن روی چو خورشید و زدم عطر که تانرود او و شنید و خوش و خندان بگذشت
۴
شب ز خونابه دل خاک درش می شستمکامد اندر دل من ناگه و گریان بگذشت
صفحهٔ ۱ از ۲