شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد هوا سرد، کنون موسم خرگاه کجاستباده روشن و رخساره دلخواه کجاست
۲
آتش اینک دل و می گریه خونین، تن منخرگه گرم، ولی ماه سحرگاه کجاست
۳
دی همی رفت و ز بس دیده که غلتید به خاکگفت، یا رب که کجا پای نهم، راه کجاست
۴
هر شب، ای دیده که بر چرخ ستاره شمریجان من عزم سفر کرد، بگو راه کجاست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth