خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه برده ست دلم زلف پریشان اینستآنکه کشته ست مرا نرگس فتان اینست
۲
آمد آن سرو خرامان و به خاکم بنشستوه که با جان رود، از سرو خرامان اینست
۳
ز آشنایی خطرم باشد و می گفت حکیمدانم آن زود کش و دیر پشیمان اینست
۴
گر غمی گیردت از کشتن من، عیب مگیرچه کنم خاصیت خون مسلمان اینست
صفحهٔ ۱ از ۲