شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خبری ده به من، ای باد که جانان چونستآن گل تازه و آن غنچه خندان چونست
۲
با که می می خورد آن ظالم و در خوردن میآن رخ پر خوی و آن زلف پریشان چونست
۳
چشم بد خوش که هشیار نباشد، مست استلب میگونش که دیوانه بود، آن چونست
۴
رخ و زلفش را می دانم باری که خوشنددل دیوانه من پهلوی ایشان چونست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth