خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان را درد بی مرهم خوش استبیدلان را دیده پر نم خوش است
۲
گر سخن در گوش جانان می رسدگفت و گوی هر که در عالم خوش است
۳
گر بتان از درد عشاق آگهندهر کجا دردیست بی مرهم خوش است
۴
هر کسی کو غم خورد ناخوش بودمن غم خوبان خورم کاین غم خوش است
صفحهٔ ۱ از ۳